فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز  

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

در باره وبلاگ

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

وبلاگ رویش اندیشه ها تقدیم به همه همکاران خردمند و دلسوز در عرصه تعلیم وتربیت  که می خواهند  چشم انداز روشن تری را برای سال تحصیلی  جدید ترسیم کنند . و از همه اندیشمندان دعوت می نماییم که به ما در پیشبرد اهداف آموزشی کمک نمایند تا در جهت ارتقاء وبلاگ رویش اندیشه ها  و آموزش ابتدایی کوشا باشیم  .

ورودتان را به این وبلاگ ارج می نهیم 

تاریح

از جنگهای صدر اسلام...
ادامه نوشته

علوم

مرجان ها - اسفنج دریایی
ادامه نوشته

علوم

( تغييرات مواد) درس 2
ادامه نوشته

علوم

ساختمان مواد۱
ادامه نوشته

هدیه آسمان

آشنایی با شخصیتهای بزرگ دین اسلام
ادامه نوشته

جغرافیا

آشنایی با کشورها همراه با  شعر
ادامه نوشته

موضوع : ماهی ها پژوهشگر کوچک خانم کشت پور : مریم خدابنده لو


ماهی ها حیوانات آبزی هستند که در آب زندگی می کنند .

 از گروه مهره دار هستند .

 تخم می گذارند یعنی این که در آب تخم ریزی می کنند و از هر تخم یک ماهی به وجود می آید .

ماهی ها به وسیله ی آبشش تنفّس می کنند ، چون در آب زندگی می کنند نمی توانند مثل ما با شش نفس بکشند . آبشش آن ها در دو طرف سر آن ها قرار دارد .

  بدنشان از پولک پوشیده شده است و این پولک ها بسیار لغزنده هستند ، چون راحت تر در آب شنا کنند .

آن ها دست و پا ندارند و به وسیله ی دم و باله هایشان شنا می کنند . مثلاً ماهی قزل آلا دارای هفت باله می باشد . هنگام حرکت سریع از باله های دُمی استفاده می کنند و در هنگام دور زدن از باله ی دُمی و سینه ای استفاده می کنند .

البته ماهی ها اندازه ی متفاوتی دارند مثلاً ماهی خاویار بزرگ تر از کوسه ماهی است .

موضوع : ماهی ها پژوهشگر کوچک خانم کشت پور  : کیمیا کیانی



ماهی ها جزء جانوران مهره دار هستند .

به وسیله باله های خود در آب شنا می کنند ، تعداد باله در ماهی ها متفاوت است ولی معمولاً یک باله ی پشتی ، یک باله ی دُمی ، دو باله ی سینه ای ، دو باله ی شکمی و یک باله ی انتهایی دارند که ماهی ها در هنگام حرکت سریع باله ی دمی خود را تکان می دهند و در هنگام دور زدن در آب باله های دمی و سینه ای خود را حرکت می دهند .

پوشش بدن بیش تر ماهی پولک دار و لغزنده است . لغزندگی سطح بدن ماهی به او کمک می کند تا بهتر و سریع تر در آب شنا کند ، هم چنین ماهی را از آزار جانوران دیگر محافظت می کند .

ماهی ها در دو طرف سر خود ، آبشش دارند .  آن ها به کمک آبشش تنفّس می کنند .

 ماهی ها تخم ریزی می کنند و از هر تخم ، یک ماهی به وجود می آید .

  مقاله ای در رابطه با سیره عملی واخلاقی امام هشتم علیه السلام




سيره  عملي و اخلاقي امام هشتم عليه السلام

بي گمان ديده گشودن بر آفتاب كاري ناشدني است ، چنان كه پريدن در آسمان بلند .

شناخت خدايي مردان برخاسته از بوستان عترت ، نه براي هر بال بشكسته اي شدني ؛ چه آنان كه بر آفتاب ديده گشوده اند جز سايه  مژگان خويش نديده و آن ها كه در آن آسمان پريده اند جز شكسته بالي خويش را نيافته اند .

با اين همه شايد بتوان ديده بر پرتويي از آفتاب كه بر زاويه اي تابيده است دوخت و در آن نشانه هايي  از حقيقت نور يافت كه نور ، همه يك گوهر است .

با چنين اعترافي به يكي از جنبه هاي پند آكنده حيات امام روي مي كنيم و دست كوتاه خويش را به درياي ناشناخته كرانه «‌خوي ستوده امام » فرو مي بريم تا مرواريدي چند بر گيريم و فرا روي گذاريم :

عبادت امام

براي آنان كه بودن را مفهومي جز بنده بودن ندانند ، پرستش نه « تكليف » بلكه معناي زندگي و راز جاودانگي است . در نگاه آنان خدا پرستيدن نه يك واجب است كه بايد از سر گذارند و برائت ذمّه حاصل كرد ، بلكه شهد شيريني است كه بايد چشيد و در آن روح بودن و ماندن را يافت .

از اين روي ، اگر در باره  خداپرستي اين گونه كسان كه امام پيشاپيش همه آنان است سخني گفته شود سخن از « اندازه عبادت » نيست ، بلكه سخن از « چگونگي » است . آنان بنده بودن را مايه افتخار ، بندگي كردن را مايه سربلندي و سر فرود آوردن در برابر خواست آشكار و پنهان خداوند را اساس سرافرازي شمرند .

اين معناي سخن هشتمين امام است كه مي گويد : « به بندگي خدا افتخار مي كنم . »

همين حقيقت است كه بدخواهان او را ناخواسته بر آن مي دارد كه اعتراف كنند او پرستشگرترين همه زمينيان است و در ميان همه فرزندان عبّاس و علي عليه السلام با فضيلت تر ، پرهيزگارتر ، ديندارتر ، و شايسته تر از او نديده اند .

در پرتوي توجّه به چنين برداشتي از مفهوم عبادت در نظر امام است كه مي توان براي خواندن هزار ركعت نماز در شبانه روز ، سجده هاي طولاني پس از نماز صبح ، روزه هاي مكرر ، شب زنده داري هاي پر رمز و راز و همدمي هميشگي با قرآن تفسيري شايسته يافت ، يا به درك حقيقت اين سخن نائل آمد كه كسي در باره آن حضرت مي گويد : « به خداوند سوگند ، مردي نديدم كه بيش از او از خدا پروا كند ، بيش از او در همه اوقات به ياد خدا باشد و بيش از او از خدا بترسد .   

گوينده اين سخن نه كسي از شاگردان او بلكه فرستاده دستگاه خلافت: رجاء بن ابي ضحّاك است كه به عنوان گماشته مامون به مدينه رفته است تا امام را زير نظر بگيرد و با خود به مرو برد. او در ادامه سخن خود مي گويد : « شب هنگام كه به بستر مي رفت بسيار قرآن تلاوت مي كرد و چون بر آيه اي كه در آن يادي از بهشت يا دوزخ بود مي گذشت مي گريست و از خداوند بهشت مي خواست و از آتش به او پناه مي جست ... چون ثلث آخر شب فرا مي رسيد از بستر بر مي خاست و به تسبيح و تحميد و تهليل و استغفار مي پرداخت . پس از آن مسواك مي كرد و سپس به نماز شب مي ايستاد . او نماز جعفر طيّار را چهار ركعت به جاي مي آورد و اين ركعت ها را در شمار ركعت هاي نماز شب مي آورد .

امام همواره با قرآن همدم بود و به گفته ابراهيم بن عباس حتي سخن او ، پاسخ هايي كه مي داد و مثل هايي كه مي آورد همه برگرفته از قرآن بود و كتاب الهي را هر سه روز يك بار ختم مي كرد . او خود در اين باره فرمود : « اگر مي خواستم قرآن را در كمتر از سه روز ختم مي كردم . اما من به هر آيه اي كه مي رسم در آن مي انديشم و در اين امر درنگ مي نمايم كه در باره چه و به چه هنگام نازل شده و بدين سبب است كه آن را در سه روز ختم مي كنم .

بر اين اساس است كه امام هر برتري را به تقوا مي داند و حتي به ديگران نيز حق مي دهد كه اگر بتوانند بيش از او از تقوا بهره مند شوند ، از او برتر مي باشند . چنان كه در پاسخ مردي كه سوگند ياد كرد او بهترين مردم است ، فرمود :" اي مرد! سوگند مخور ، برتر از من كسي است كه بيشتر تقواي خدا را داشته و در برابر او فرمانبردار تر باشد.به خدا سوگند هنوز اين آيه نسخ نشده است كه برترين شما پرهيزگارترين شماست."

همچنين او در جايي ديگر نيز فرمود:"اي زيد،از خدا بترس كه آنچه بدان رسيده ايم تنها به كمك تقوا ميسر شده است."

او همين تقوا ، خدا ترسي و فرمانبري را معيار و نشانه ي شيعه بودن نيز مي خواند و به يكي مي گويد:" هر كدام از پيروان ما كه خدا را فرمان نبرد از ما نيست و تو اگر از خدا فرمانبري از خاندان ما هستي."

زهد و ساده زيستن

روشن است آن كه باخدا چنين پيوند جا نانه اي دارد ديگر دل در پي جز او نمي گذارد و جز خدا به ديده ي او نيايد تا دلش از آن ياد كند. آن كه خدا را يافته و سراي لقاي او را مي شناسد سراي ناپايدار كنوني را جز باتلاقي نمي داند كه هر چه به درونش نزديكتر شوي رهايي از آن دشوارتر و مرگ ونيستي حتمي تر شود.

چنين است كه امام دنيا را سرايي آكنده از شر و بدي مي شمرد و از شر آن به خداوند پناه مي برد وراه رهايي را زهد و پارسايي مي بيند و مي فرمايد :" به وسيله زهد و بي رغبتي به دنيا نجات از شر دنيا را مي جوييم"

محمد بن عباد مي گويد:"رضا (ع) در تابستان بر حصير و در زمستان بر پلاس مي نشست و جامه هاي خشن بر تن مي كرد و تنها هنگامي كه در جمع مردمان حضور مي يافت جامه رسمي مردمان مي پوشيد"

يك بار سفيان ثوري او را ديد كه جامه اي از خز بر تن كرده است . او را گفت:"اي پسر پيغمبر! چه خوب بود لباس پايين تر از اين مي پوشيدي!" فرمود: " دستت را پيش آر " پس دست او را به گريبان خود برد واو ديد كه در زير جامه ي بوريايي بيش نيست .آنگاهخ فرمود:" اي سفيان، آن جامه خز براي خلق و اين لباس ژنده براي حضرت حق است.

ابصلت هروي نيز درباره ي آن حضرت مي گويد:"او غذايي ساده وخوراكي اندك داشت."

امام زماني كه رسما وليعهد خلافت بود از همان زهد و پارسايي و ساده زيستي جدايي نداشت.

برخورد با مردم

امام(ع) در برخورد با مردمان چهره راستين اسلام را ترسيم مي كرد، آن هم در عصري كه جلال و شكوه پوشالين دستگاه خلافت از اين آيين ، سيمايي ديگر ارائه مي داشت.

نخستين نكته اين كه  او ديگران را هم داراي ارزش انساني مي دانست و از اين ديدگاه با آنان برخورد مي كرد.ابراهيم بن عباس مي گويد:«هيچ نشنيدم  و نديدم كسي برتر از ابوالحسن رضا(ع)  باشد. بر هيچ كس به سخن خويش بي مهري و ستم روانداشت، سخن هيچ كس را نبريد، هيچ نيازمندي را بي پاسخ نگذاشت، پاي خود را در حضور هيچ كس دراز نكرد، در پيش هيچ كس لم نداد،  هرگز غلامان و وابستگان خود را ناسزا نگفت، به گاه خنده قهقهه نزد، بر سفره غلامان و وابستگان خود مي نشست، بسيار در پنهان صدقه مي داد و به ديگران كمك مي كرد."

او حتي در برخورد با غلامان و خادمان هرگزحاضر نبود كرامت انساني آنان را نا ديده بگيرد و چيزي از حقوق آنان را فرو گذارد.

او حتي در ريزترين نكته ها اين كرامت را پاس مي داشت .

ياسر خادم آن حضرت مي گويد:" امام رضا (ع) به ما مي فرمود:" اگر بر بالاي سر شما ايستادم و در حال غذا خوردن بوديد بلند نشويد تا غذا خوردن را به پايان بريد." گاه يكي از ما را مي خواست و چون به او مي گفتند در حال غذا خوردن است مي فرمود:" بگذاريد تا غذايش رابخورد."

او هيچ اندرز گونه اي را كه با اصل كرامت انسان ناسازگار باشد نمي پذيرفت و همچنان به سادگي و دوري از تكلف در برخورد با ديگرن ادامه مي داد.

يكي از مردمان بلخ مي گويد:" در سفر امام به خراسان همراه او بودم. روزي سفره غذايي طلبيد و همه خدمتكاران و غلامان را بر سر آن سفره گرد آورد.گفتم: جانم به فدايت ، خوب بود براي اينها سفره اي جداگانه اي مي گستردي! امام فرمود:" خاموش ! كه خدا يكي است، پدر ومادر همه ما يكي است و پاداش هر كس نيز به كردارهاي اوست."

او هرگز از برآوردن نياز ديگران روي برنتافت و چنان كه شيوه ي اين خاندان و سرشت امامان است گشاده دستي را به غايت مي رساند و البته از آن پرهيز داشت كه در برابر دادن چيزي به  ديگران و برآوردن كاري براي آنان كرامت انساني را از ايشان بازستاند.

داستان آن مرد خراساني مشهور است كه چون از در ماندگي خود سخن به ميان آورد و از امام كمكي خواست تا پس از رسيدن به شهر خود آن  را از جانب ايشان صدقه دهد ، به او فرمود تا بنشيند و پس از آن كه اطرافيان رفتند به اندرون رفت و بي آن كه به آن اتاق بازگردد دست از فراز در ، در آورد و مرد خراساني را خواست و دويست دينار به او داد و فرمود : « اين دويست دينار را بگير و خرج راه كن و عوض آن از طرف من صدقه هم نده . بيرون برو كه نه من تو را ببينم و نه تو مرا . »

چون بيرون رفت يكي پرسيد : « فدايت شوم ، كرم و گشاده دستي شما بسيار است ، اما چرا از آن مرد روي پوشانديد ؟»فرمود :‌«‌از بيم آن كه مبادا خواري حاجت خواستن را بدان سبب كه حاجت او برآورده ام در چهره اش ببينم . آيا نشنيدي سخن رسول خدا صلّي الله عليه و آله را كه فرمود : « آن كه نيكي خود به مردم را بپوشاند كارش بربر هفتاد حج است . »

مردي چنين گشاده دست است كه چون يكي به او مي گويد : « مرا به اندازه مردانگي خويش عطا ده ، در پاسخ مي فرمايد :‌«‌اين در توانم نيست .»‌و آن گاه كه او مي گويد : « مرا به اندازه مردانگي خودم عطا ده . مي گويد : « اين شدني است . »

 همين امام است كه چون تمام دارايي خود را در روز عرفه با تهيدستان قسمت مي كند و كسي مي گويد : « چه زبان بزرگي كردي ! در پاسخ مي فرمايد : « اين زبان نيست ، بلكه سود است . آن چه را به وسيله اش پاداش و بزرگواري فراهم آورده اي زيان مدان . »

امام با آن همه گشاده دستي كه به جاي خود رواست ، هرگز اين صفت شايسته را برابر نهاده اسراف و تبذير و ريخت و پاش نمي داند و از كوچك ترين كوتاهي در اين باره نمي گذرد ، چنان كه به گفته خادم آن حضرت ياسر ، روزي كه غلامان ميوه خورده و نمي خورده آن ها را آن ها را دور ريخته بودند بر آشفته به آنان مي فرمايد : « سبحان الله ! اگر از آن بي نيازيد كساني كه به آن نياز دارند ؛ آن را به كسي بدهيد كه نيازمند است .

اين شخصيت متعادل كه از سويي در برخورد با فروتران فروتني مي كند و چون تنها مي شود فارغ از كارهاي رسمي و دولتي اطرافيان خود از كوچك و بزرگ را گرد مي آورد ، با آنان سخن مي گويد ، با آنان همدم مي شود و حشمت از خويش فرو مي نهد تا با او همدم شوند و از سويي در برابر آن كه خود را در ظاهر پرشكوه خلافت آراسته است سربلند و سرافراز مي ايستد و چون از او مي شنود كه دوست دارد جامه خلافت را بر تن او كند . در پاسخ مي فرمايد : « اگر خلافت از آن توست تو را حق آن نيست كه جامه اي را كه خدا بر تنت كرده است . بر تن ديگران كني و اگر خلافت از تو نيست روا نيست . آنچه را از تو نباشد به من دهي . »

امام در برابر او موضع خويش در برخورد با خويشتن و هم در برخورد با دنيا را چنين ترسيم مي كند :

 « به بندگي خدا افتخار مي كنم ،

... با بي رغبتي به دنيا ، رهايي از شر دنيا را مي جويم ،

... بادامن در كشيدن از حرام ها نايل آمدن به سودهاي حقيقي را اميدوارم ،

... و با فروتني در اين سراي ، بلندي نزد خداوند را خواهانم.

حيات اجتماعي امام رضا(ع)

دوران حيات و امامت امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و "در همان شهر كه مامون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول ومراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند...نشانه ها و شواهد  تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده بود . در آن مرحله بود كه امام(ع) مسئوليت رهبري را به عهده گرفت.

گر چه كه در دوران امامت امام رضا(ع)  دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا نمود  و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهايي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم ، خواهيم ديد"هنگامي كه نوبت به امام هشتم مي رسد...دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترانده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مساله ولايتعهدي. البته در دوران هارون ، امام هشتم در نهايت تقيه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند ، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با كوشش كامل ... مثلا دعبل  خزاعي كه درباره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند ، دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده بود جامعه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس  را كه جزو مداحان علي بن موسي رضاست، يا ديگران  و ديگران را ، اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه داشته باشد. چنين  نيست كه دفعتاً و بدون سابقه ي قبلي در مدينه و در خراسان و در ري و در مناطق گوناگون ولايتعهدي علي بن موسي رضا (ع) را جشن بگيرند. اما قبلا چنين سابقه اي نداشته باشد . آنچه در دوران علي بن موسي رضا (ع) ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است كه وضع علاقه مردم و جوشش محبت هاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است . به هر حال بعد هم كه اختلاف امين و مأمون پيش آمد و جنگ و جدال بين خراسان و بغداد ،پنج سال طول كشيد همه اين ها موجب شد كه علي بن موسي الرضا ( ع ) بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مسأله ولايتعهدي منتهي شد .

حقيقت آن است كه در اين دوران ، بدي اوضاع ميان امين و مإمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد ، بر تلاش هاي خود بيفزايد و فعاليت هاي خود را دو چندان كند ، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويد ، به همين امر در كنار برخودار بودن امام از ويژگي هاي منحصر و رفتار آرماني در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمين هاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد . او خود يك بار زماني كه در باره ي ولايتعهدي سخن مي گويد ، مأمون چنين اظهار مي دارد : « اين مسأله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است . من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمان هايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم ، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود . » در اين جا بسنده است سخن ابن مونس دشمن امام را بياوريم كه به مأمون مي گويد : « اي امير مؤمنان ، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود . »

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا ( ع ) بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود ، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد . عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند ، نماينده اي به آن ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مردم آماده استقبال و ديدار او باشند . سپس با گروه هاي بسيار بزرگ مردم اجتماع برپا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود . آن گاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد .سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان ، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره پردازند .

پدران حضرت رضا ( ع ) به همه اين فعاليت هاي آشكار مبادرت نمي كردند . آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند . اما در دوران امام علي ( ع ) اين مسأله امري طبيعي بود ، چرا كه پايگاه هاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي ( ع ) از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود ...

پس از آن كه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره ، در توسعه دادن پايگاه هاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاه ها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد . با وجود همه آن پيشرفت ها و افزايش پايگاه هاي مردمي ، امام به خوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام ( ع ) در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد ، زيرا با پايگاه هاي گسترده اي كه حضرت داشت ، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند ، اما نظير اين پايگاه هاي به اين درد  نمي خورد كه پايه حكومت امام ( ع ) گردد . چه پيوند آن با امام پيوند آن با امام پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت . اين همان احساس هاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند . اما طبيعت آن پايگاه ها و مانندهاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد .

از اين روي مي ببينم كه بيشتر قيامهايي كه مسلمانان و پيروان با اخلاص ، با نظريه امام علي (‌ع ) بر پا كردند ، در تناقض ها و اختلاف هاي داخلي نابود مي شد و يا غالباًانشعاب مي كردند و از يكديگر جدا مي شدند و احياناً با يكديگر در جنگ و ستيز بودند . علت اين امر بسي ساده بود . با اين توضيح كه همه پايگاه ها از نظريه امامان آگاه نبودند و اوضاع اجتماعي و موضوعي را درك نمي كردند . بلكه قيام هايشان غالباً عاطفي و آتشين بود ، نه آگاهانه و نضج يافته . پس طبيعتاً عواطف و احساس ها نمي توانست بناي حقيقي اسلام قرار گيرد ؛ چه بناي حقيقي بر اساس آگاهي كامل از هدف استوار است .

امام رضا ( ع ) در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد ، اما با شكلي كه او خود مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آن را رد كرد و نخواست .

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسأله ولايتعهدي و نيز مسأله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد . به تعبيري  ديگر ، مي توان گفت تنش هاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي برپا شده بود . در ميان طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسب هاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود- و با ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند – مي راندند و گاه هم در اين هياهو ودر غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه  در دست مجروح اين خاندان بود ، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند .

خاندان عباسي از سويي از نان « آل محمّد » سوءاستفاده مي كرد ، چندان كه گاه  به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي ، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند . حتي لباس سياه بر تن مي كردند و مي گفتند : اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است و عده اي حتي از از سرانشان خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند .

از سوي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند . سختگيري هايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بني  الحسن به عمل آمد ، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است . گواهي ديگر آن كه آورده اند : منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم از علويان مشغول بود .، شب ها را نمي خوابيد ، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت :«امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه ، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود . او در همين جنگ ها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد .

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود ، چندان كه در همين دوران امام كاظم (ع) آن زندان هاي سخت خود را گذراند . پس از اين دو ، نوبت به مأمون رسيد . در دوران مأمون مسأله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود . چه ، شورش ها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايت ها و شهرهاي بزرگ اسلامي را در بر گرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسأله بپردازد . او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سرنوشتش و سرنوشت خلافتش در معرض تند باد هايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد . مأمون در كنار اين ترس و. نگراني از هوشي سرشار ، فهمي قوي ، درايتي بي سابقه ، شجاعتي كم نظير و جديتي راه گشا بهره مند بود و اين ها همه در كنار هم ، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را با تجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسأله ي ولايتعهدي را پيش آورد ، هرچند در اين زمينه نيز تدبير امام (ع) او را ناكام ساخت .

 

با تشكر از همكار گرامي جناب آقاي ناصر حاجلو

آموزشگاه شهيد مدني

سال تحصيلي 90-89

بخوانیم و ینویسیم

آشنایی با اندیشمندان بزرگ
ادامه نوشته

ضرب المثل هاي ايراني با حرف ي

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

1يا بخور يا بفكر خوردن باش :

يعني بكاري اقدام كن يا در صدد انجام آن باش .

 

2.  يا بكش يا دانه ده يا قفس آزاد كن :

يعني به هر روشي كه مي داني تكليف ما را روشن كن .

 

3. يابو برش داشته ! :

خودش را گم كرده .

 

4.يابوي پيش آهنگ آخرش توبره كش ميشه ! :

مردم عجول در راه مي مانند .

 

 

ادامه نوشته

نمونه سؤالات كتاب علوم پایه ی سوم               بخش ( گرما و مواد 1 )

t8652rlr1v8rhp3wij5x.jpg

  1.   مواد اطراف ما به حالت هاي .......... ، ..........  و ............. هستند .   

2.      آيا مواد هميشه به يك حالت باقي مي مانند ؟          يك مثال بزنيد :

 

3.      اگر موّاد جامد به اندازه ي كافي گرم شوند ، به .......... تبديل مي شوند .

 

4.      اگر موّاد مايع به اندازه ي كافي گرم شوند ، به .......... تبديل مي شوند .

 

5.      اگر موّاد مايع به اندازه ي كافي سرد شوند ، به .......... تبديل مي شوند .

 

6.      اگر  گازها به اندازه ي كافي سرد شوند ، به .......... تبديل مي شوند .

 

7.      تبديل شدن موّاد مايع به جامد ، ........... نام دارد كه به معناي .................. است .

 

8.      تبديل شدن موّادجامد به مايع ، ................ نام دارد كه به معناي .................. است .

 

9.      تبديل شدن موّاد مايع به گاز  ، ................ نام دارد كه به معناي .................. است .

 

10. در مثال هاي زير چه تغيير حالتي را مشاهده مي كنيد ؟

آب به يخ (                ) ،‌ خشك كردن انگور (               ) ،‌ آب به بخار آب (‌                 )

خشك كردن سبزي(             )، قطرات گرم شمع (              ) ، درست كردن بستني (           )

 

11.  نحوه ي درست شدن باران را با يك آزمايش نشان بدهيد :

 

12. چرا وقتي در روي آينه مي دميم ، قطره هاي ريز آب روي آن مشاهده مي كنيم ؟

 

13. با يك آزمايش نشان دهيد كه در هواي اطراف ما بخارآب وجود دارد ؟

 

14. در كدام يك از مواد زير عمل تبخير سريع انجام مي شود ؟         آب     عطر       نفت    دوغ

 

15. در كدام يك از مواد زير عمل تبخير دير انجام مي گردد ؟   عطر      الكل      بنزين       آب 

 

16. اگر بخواهيم كه بستني ديرتر آب شود بايد چه كارهايي انجام بدهيم ؟

 

17. زماني كه يخ ذوب مي شود جرم آن تغيير .................. .

 

18. زماني كه بوي عطري را حس مي كنيم تغيير حالتي كه روي داده .................. نام دارد .

 

19. چرا لباس هاي خيس ، پس از مدّتي خشك مي شوند ؟

 

20. چگونه مي توانيم يخ هايي به شكل هاي گوناگون داشته باشيم ؟

 

21.  چگونه مي توانيم گازها را به مايع تبديل كنيم ؟ با يك مثال توضيح بدهيد :

 

سلام همکاران پایه دوم

ا رزشیابی توصیفی
ادامه نوشته

نکته کوچک ولی بزرگ پایه ی سوم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

عزیز من !

خوشبختی ، نامه ای نیست که یک روز ، نامه رسانی زنگ در خانه ات را بزند آن را به دست های منتظر تو بسپارد . خوشبختی ، ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...  به همین سادگی ، به خدا به همین سادگی ؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه از هیچ چیز دیگر .... 

   خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز ، لوازم و شرایط ، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود درمانده در شناختنش شویم ...                                                    

خوشبختی ، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است ....     

ضرب المثل هاي ايراني با حرف ب

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

1. با پا راه بري كفش پاره مي شه ، با سر كلاه :

يعني هر كاري خرج دارد .

2.  باد آورده را باد مي بره :

چيزي كه آسان به دست آيد به آساني هم از دست مي رود . 

3. باد در كلاه افكندن :

مغرور و متكبر شدن .

4.  بادنجان بم آفت ندارد :

كنايه از اين است كه يك آدم زشت خود ديرتر مي ميرد .

5. با دست پس مي زند با پايش مي كشد :

براي كسي گفته مي شود كه در ظاهر از خواستن چيزي خوداري مي كند ولي در واقع خلاف آن است .

 

6. بار كج به منزل نمي رسد :

درستي بهترين كار است .

7. بازي اشكنك داره سر شكستنك داره :

هر خوشي ناخوشي هم داره .

8. با سيلي صورت خود را سرخ نگه داشتن :

با آبرو زندگي كردن .

9. با كدخدا بساز ، ده را بچاپ :

مانند : شريك دزد ، رفيق قافله .

10. با كسي كه علي گفت عمر نمي گويد :‌

با كسي كه دوست شد دشمني نمي كند .

11. با گرگ دنبه مي خوره با چوپان گريه مي كنه :

در مورد اشخاص منافق و دورو گفته مي شود .

12. بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم :

مثل آن گدايي است كه روزي در خانه اي را زد صاحبخانه روي پشت بام بود گفت : اگر پايين بودم چيزي بهت مي دادم . روز ديگر گدا در را زد صاحبخانه پايين بود و گفت : اگر بالا بودم چيزي بهت مي دادم . آن گدا در جواب گفت : بالاتو ديديم ، پايينتم ديديم .

 

13.  با ما از اين باش :

بيشتر از اين به نفع ما باش .

14. بامي از بام ما كوتاهتر نديده :

از ما مظلومتر كسي را گير نياورده .

15.  با همه بلي با من هم بلي :

با همه كلك با من هم كلك .

16. بايد گذاشت در كوزه ، آبش را خورد :

ديگه نبايد فكر آن را كرد .

17. با يك دست دو هندوانه نمي شود برداشت :

براي كساني گفته مي شود كه چند شغل مي خواهند داشته باشند .

18.  با يك گل بهار نميشه :

با يك شخص درستكار دنيا درست نمي شود .

19. بچه سرراهي برداشتم پسرم شود آقا بالا سرم شد :

كاري كردم كه به نفعم شود به ضررم شد .

20.  بچه سنجاب زائيده سنجاب است :

گندم از گندم رويد جو از جو .

21. برادري بجا ، بزغاله يكي هفت صنار :

مثل : حساب حسابه ، كاكا داداش .

22.  برادري برابري :

دو برادر سهم برابر دارند .

23.  براي شيطان پاپوش مي دوزد :

خيلي مزور و حيله گر است .

24. براي كسي بمير كه برات تب كنه :

براي كسي ناراحت باش كه به دردت بخورد .

25.  براي من آب ندارد براي تو هم نان ندارد :

يعني نفعي براي هيچكدام نيست .

26.  برهنه آمديم و برهنه خواهيم رفت :

وقتي متولد شديم چيزي با خود نياورديم ، وقتي هم مرديم چيزي با خود نمي بريم.

27. بزك نمير بهار ميايد كمبزه با خيار مي ياد :

وعده ي سر خرمن به كسي دادن .

28. بعد از چهل سال گدايي شب جمعه يادش رفته است !

بعد از چندين بار تكرار كاري ، مرتكب اشتباه شدن .

29. بگير و ببند ، بده دست پهلوون :

موقعي گفته مي شود كه شخصي توقع داشته باشد همه ي كارها به دست ديگري انجام شود .

 

30.  بلبلان خاموش و خر در عرعر است :‌

كنايه از اين است كه طرف مرد و صداي تو را نشنيد .

31.  بنام ما ، به كام تو :

مثل مادري كه به نام بچه اش چيزي بخورد .

32.  بند را آب برد :

همه سرمايه را از دست داد .

33. بوي حلواش مي آيد :

مثل : آفتاب لب بام است .

34. به در ميگم ديوار تو گوش كن ! :

غير مستقيم چيزي را گفتن .

35. به روباه گفتن شاهدت كيست ؟‌گفت ، دمم :

در مورد كسي گفته مي شود كه با حيله و تزوير چيزي را از آن خود داند .

36. به شترمرغ گفتند : بار ببر ، گفت : مرغم . گفتند : بپر ، گفت : شترم ! :

در مورد افراد بهانه جو مي گويند .

37. به كوچه علي چپ زدن :

با چرب زباني موضوع گفتار را عوض كردن .

38. به گوش خر ياسين خواندن :

براي كسي كه پند و اندرز فايده نداشته باشد .

39. به لعنت خدا نمي ارزد :

يعني مفت ، گران است .

40.  به ماه ميگه تو در نيا، من در ميام ! :

براي كساني گفته مي شود كه از خود خيلي تعريف مي كنند .

41.  به مرز خود راه رفتن :

به معني پا را به اندازه گليم خود دراز كردن .

42.    به مرغشان كيش نمي شه گفت :

براي كساني مي گويند كه خودخواه و مغرور باشند .

43.  به هر كجا كه روي آسمان هم همين رنگ است :

كاري كه در هر جا فرقي نكند .

44.  بي ابر باران كردن :

خيلي بهانه جويي كردن .

45.  بي رگ است :

يعني غيرت ندارد .

46.  بي عيب خداست :

كسي بدون عيب نيست .

47.  بيلش هزار من آب برمي دارد !

يعني داراي اعتبار است .

48.  بي مايه فطير است :

بدون سرمايه كار پيش نمي رود .

49. بيوه را كه دست به بند بري ، درد دلش باز مي شود :

يعني زنان بيوه هميشه از زمانه شكوه دارند .تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ضرب المثل های ایرانی با حرف ( ا )

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 از اون جا مونده  و از اين جا رونده !:

دست اش به جايي نمي رسد .

2.  از بي كفني زنده ايم ! :

خيلي بدبخت و بيچاره ايم .

3. از خرس موي كندن غنيمته ! :

از كسي كه پولداره و خسيس ، پول جزيي گرفتن حساب است .

4. از شما عباسي از ما رقاصي ! :

پول از شما ، كار از ما .

5.  از كيسه خليفه مي بخشه !

از مال ديگران عطا كردن .‌

6. از مال پس است و از جان عاصي :

كسي كه از نداري ناراحت و خطرناك مي شود .

7.  از هر چه بدم آمد بر سرم آمد :

از چيزي كه نمي خواستم همان برايم پيش آمد .

8.  از تو حركت از خدا بركت :

تلاش از تو بخشش از خدا .

9. از هول حليم افتاد توي ديگ :

شخص عجول كه كاري كند سرانجام گرفتار شود .

10.  از اين گوش مي گيرد ، از آن گوش در مي كند ! :

به مسأله اي توجه نكردن و بي اهميت جلوه دادن .

11. از مردي تا نامردي يك قدم است :

يك لغزش كوچك مردي را بي حرمت كند .

12.  اجاره نشين خوش نشينه :

كسي كه خونه ندارد و اجاره نشين است در هر جايي كه خوشش آمد زندگي مي كند .

13. از اين دم بريده هرچي بگي برمياد :

كسي كه زيادي بدونه ، بتونه و خطرناك باشد .

14.  اجلش رسيده :

وقت مردنش است .

15.  اجل دور سرش مي چرخد :

وضعيت ناگوار نزديك است .

16. ادب برزگ ترين سرمايه است :

بالاترين ثروت و دارايي كسي ادب اوست .

17.   از بيخ گوش پريد :

نزديك بود .

18.   الكي خوش است :

خوشحاليش به درد نمي خورد .

19. از اين ستون به آن ستون فرجي است :

گذشت زمان ممكن است براي مسأله مؤثر واقع شود .

20.   اسب را گم كرده پي نعلش مي گردد :

كار اصلي را رها كردن و به حاشيه پرداختن .

21.  اگر پيش همه شرمنده ام پيش كننده ي كار رو سفيدم :

مثل : در محفلي چيزي را بدزدند و كسي را متهم نمايند . وي پيش همه شرمنده مي شود ولی نزد دزد رو سفيد است.

22.  اسب پيش كشي را دندان هايش را نمي شمارند :

هديه مفت را حساب و كتاب اَش را سئوال نمي كنند .

23.  اگر بيل زني باغچه ي خودت را بيل بزن ! :

كسي كه براي خودش كاري از دستش برنميآيد ، براي ديگري آن كار را مي خواهد انجام دهد .

24.   از سايه خودش هم مي ترسه :

عملي مرتكب شده كه از آن در هراس باشد .

25.  اگر هوس است براي يك دفعه بس است :

كاري كه تكرار آن دلچسب نباشد .

26. اگر باباشو نديده بود ادعاي پادشاهي مي كرد ! :

منظور كساني هستند كه تازه به چيزي رسيده باشند و گذشته شان را فراموش كنند .

27.  اگر بداني شب تا صبح مي خواني :

مسأله اي كه باعث خوشحالي و سرور خيلي زياد شود .

28.  اگر تو عمه اي من مادرم :

يعني مادر ، دلسوزتر از عمه است .

29.  اگر خود را قيمه قيمه كني فايده ندارد :

يعني ديگر كاري از دست كسي برنمي آيد .

30.  اگر خواهي اندوهگين نباشي ، ‌حسود مباش :

حسادت باعث غم و غصه مي شود .

31.  اگر علي ساربونه مي دونه شترو كجا بخوابونه :

يعني خودش همه ي راه ها را بلد است و مهارت دارد .

32.  اول چاه را بكن بعد منار را بدزد :

اول فكر كن بعد كاري را انجام بده .

33.  اول بچش بعد بگو بي نمكه :

با عجله قضاوت نكن .

34.  اگر مردن نبود آدم آدم را مي خورد ! :

موقعي گفته مي شود كه حرص و ولع انسان ، افسار گسيخته شود .

35. اگر نخورديم نان گندم ولي ديديم دست مردم :

ممكن است كاري را خود شخص انجام ندهد ولي ديده كه مردم چگونه انجام مي دهند .

 

36.   اينو كه زائيدي بزرگ كن ! :

كنايه از اين است كه بدون نتيجه ي درست از كاري به كار ديگر بپردازد .

37.  انگور خوب نصيب شغال مي شود :

چيز با ارزش ، نصيب شغال مي شود .

38.  اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست :

كاري را جدي گرفتن .

39. اگر شكار مي روي سگ يادت نره :

پيش بيني اتفاقي را كردن و دست خالي نبودن .

40.  اگر من بگم ماست سفيده اون ميگه سياه است ! :

اختلاف زياد از حد داشتن .

41. اشكش دم مشكشه :

در موردي گفته مي شود كه كسي آماده است براي گريه و زاري كردن .

42.  انداختن و در رفتن :

سركسي كلاه گذاشتن و از دسترسش دور شدن .

43. انگشت تو دماغ كني همه باخبرند :

موقعي اطلاق مي شود كه همه از كارهاي خيلي كوچك هم باخبر شوند .

44.  انگشت كوچك فلاني هم نمي شود :

در مقايسه خيلي اختلاف است .

45.  انگشت نماي خاص و عام شده :

مرتكب عملي شده كه با آن همه او را شناختند .

46.  انگشت به دهان ماندن :

شوكه شدن و تعجب كردن زياد .

47. او را صد من شكر هم نمي توان خورد :

در موردي گفته مي شود كه كسي قيافه زننده و تلخي داشته باشد .

ضرب المثل های ایرانی با حرف ( آ )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

1.      آب از سرش گذشت :

كارش درست نيست و بالاخره موفق نمي شود .

2.      آب به آب شدن :

از جايي به جاي ديگر رفتن .

3.      آب كه از سر بالا بره قورباغه ابوعطا مي خونه :

كسي كه به مرادش برسد خوشحال و شاد شود و خودش را گم كند .

4.      آبشان از يك جوي نرود :

به هيچ وجه با هم موافق نيستند .

5.      آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم :

يعني به آرزويمان رسيديم و خبر نداريم و دنبالش هستيم .  

6.      آبي كه در يك جا مونده مي گنده :

زياد در يك مكان ماندن مساوي با بي ارزش شدن .

7.      آب نمي بينه ولي شناگر ماهريه :

فرصتي به دست نمي آره ولي امكانش باشد از دستش برمي آيد و ارزشي هم بر ديگري قائل نيست .

8.      آمدم ثواب كنم ، كباب شدم ! :

در باره كسي گفته مي شود كه كار خيري انجام داده و گرفتار شده است .

9.      آفتابه لگن هفت دست ، شام و ناهار هيچي ! :

جايي كه همه ي امكانات باشد ، ولي از عمل خبري نباشد .

10. آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه ! :

مواظب باش كه آسيب نبيني .

11. آدم خوش معامله شريك مال ديگرانه :

خوش حساب باش تا همه قبولت داشته باشند .

12. آب از او گرم نمي شه :

نبايد به او اميدوار باشيم .

13. آب زيره كاه :

فريب كار .

14. آدم هزار كاره ، كم مايه است :

كسي كه مشغول يك كار نشود و هر بار يك كار ديگر انجام دهد ، سرانجام بي كار و بي ارزش مي شود .

15. آتش كه بگيره خشك و تر مي سوزه :

اگر اتفاقي بيفتد گناهكار و بي گناه با هم از بين مي روند .

16. آفتابه خرج لحيمه :

ارزش درست شدن نداره .

17. آمد زير ابرو شو بردارد ، چشمش را كور كرد ! :

آمد كار را درست كند ، خراب ترش كرد .

18. آش نخورده و دهن سوخته :

كاري انجام نداده ولي گناهكار شده .

19. آب كه از سرگذشت چه يك وجب چه صد وجب :

زماني گفته مي شود كه كسي از مشكلات زياد نترسد .

20. آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي شه يا بي مزه :

كاري كه دو تا رئيس داشته باشد آن كار سرانجام درستي ندارد .

21. آب زير پوستش افتاده ! :

چاق و چله شده .

22. آب در گوش كسي كردن :‌

كلك زدن و فريب دادن .

23. آب در جوي داشتن :

غني و ثروتمند بودن .

24. ‌آب را زير هفت طبقه زمين مي بيند :

باهوش و زرنگ بودن .

25. آب دست يزيد افتادن :

چيزي دست آدم سختگير و خسيس افتادن .

26. آدم ناشي سرنا را از سر گشاد مي زنه :

كسي كه كاري را مي خواهد انجام بدهد ولي بلد نيست .

27. آخر شاه منشي كاه كشي است :

كسي كه حد و مرز خودش را نداند آخرش بدبختي است .

28.  آدم گدا اين همه ادا ؟ :

كسي كه ندارد ولي فخر فروشي مي كند .

29. آدم چرا روزه شك دار بگيره ؟

كسي كه ممكن است در كاري ناموفق باشد بايد آن را انجام ندهد .

30. آب ها از آسياب افتاد:

آرامش بعد از جار و جنجال .

31. آب نطلبيده مراد است :

نوشيدن آب نخواسته را به فال نيك گرفتن .

32. آتش و پنبه :

دو كس و يا دو چيز كه با هم جور در نيايند .

33. آتش پشت دست گذاشت :

ديگه آن كار را انجام نمي دهد .

34. آتش را دامن زدن :

مشكلات و گرفتاري ها را زيادتر كردن .

35. آتش با آتش خاموش نشود :

يعني اگر كسي عصباني شد با خشم آرام نمي شود .

36. آستين نو پلو بخور ! :

فقط به ظاهر آراسته توجه كردند ، يعني كسي را به ظاهر انتخاب كنند نه به واقع .

37. آستين بالا زدن :

كار را جدي انجام دادن .

38. آسيابش تند كار مي كند :

اشتهايش زياد است .

39. آدم تا كوچكي نكنه به بزرگي نمي رسه :

براي رسيدن به مرتبه ي عالي بايد از رتبه هاي پايين گذشت .

40. آدم دست پاچه ، كار را دو بار انجام مي دهد :

با عجله كار معمولاً تمام نمي شود .

41. آدم به آدم مي رسد :

بالاخره روزي افراد رو به رو مي شوند .

42. آنقدر بايست تا علف زير پات سبز بشه ! :

از انتظار به جايي نرسيدن .  

43. آن قدر مار خورده افعي شده ! :

تجربه هاي زياد اندوختن و هوشيار شدن .  

44. آواز دهل از دور خوش است :

حرف هايش شنيدني و جالب است ولي خودش با ارزش نيست .

45. آن ممه را لولو برد !

يعني ديگر امكان ندارد .

46. آن را كه حساب پاكه از محاسبه چه باكه ؟‌:

كسي كه ريگي در كفش نداشته باشد ترسي از چيزي ندارد .‌

47. آن وقت كه جيك جيك مستانت بود ، ياد زمستانت نبود ؟‌:‌

وقتي كه راحت بودي و مي توانستي كاري بكني بي خيال بودي ، فكر گرفتاري و مشكلات بعد را نكردي .

48. آن در كه خدا ببندد كس نتوان گشايد :

همه چيز به خواست خداست .

49. آن چه كه عيان است چه حاجت به بيان است :

يعني چيزي كه روشن است احتياج به گفتن ندارد .  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نام بازی : سایه له کنی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اهداف پرورشی :

 بهبود دقت و هوشیاری ، سرعت ، عکس العمل ، استقامت و چابکی .

سن بازیکنان : 7 تا 12

محوطه بازی : 25   × 20

تعداد بازیکنان : 20 تا 40 نفر

شرح بازی :

          سایه له کنی فقط در روزهای آفتابی قابل اجرا است .  از بین دانش آموزان یک نفر به عنوان سایه له کن انتخاب می شود . او با فرمان مربی جهت پا گذاشتن بر روی سایه یا اصطلاحاً له کردن سایه آن ها به تعقیب ایشان می پردازد . افراد دونده باید با توجه به جهت اشعه خورشید و در نتیجه محل سایه نسبت به بدن خود مانع از آن شوند که دونده سایه ایشان را له کند .

مربی ممکن است شخص سایه له شده را از بازی خارج کند و یا او را مأمور تعقیب بازیکنان نماید .

                  

*        *    *     *      *       *      *      *      *

  • سایه له کن   *      *      *         *       * *  *
*    *      * *       * *     * * *      *  *     *   *

                                                                           20  

                                                               

کمک به بچه ها در انجام تکالیف

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

اگر می خواهید فرزندتان در آینده کاملاً متکی به  شما باشد و هیچ عنوان اراده ی از خود نداشته

 باشد ، توصیه های زیر به شما کمک می کند .

  1. حتماً خودتان برای فرزندتان لباس بخرید و به هیچ وجه نظر او را جویا نشوید . مگر

 فرزند حتی اگر 25 سال داشته باشد می داند چه لباسی مناسب او و شخصیت خانوادگی اش

است ؟ مسلماً نمی داند و شما فقط قدرت تشخیص دارید .

۲.نگذارید بدون اجازه شما حتی آب بخورد . برای کوچکترین کارها باید از شما اجازه بگیرد .

 

۳.چنانچه به هر دلیلی از یکی از دوستانش خوشتان نیامد او را از این دوستی منع کنید .

 ( ممکن است دلیل شما بی کار بودن دایی کوچک او باشد . )

 

۴. در زمان انتخاب رشته تحصیلی به علاقه و استعداد فرزندتان کاری نداشته باشید ، این

 

 شمایید  که تصمیم گیرنده اصلی هستید و فرزند شما تشخیص و انتخاب صحیحی ندارد  ، بهتر

 است رشته ای را که شما دوست داشتید اما به آن نرسیدید را انتخاب کنید چون فرزند شما وسیله

تحقق آرزوهای شماست .

۵. از وضعیت ظاهری اش ایراد بگیرید و چنانچه خودش چیزی انتخاب کرد و خرید ، آن قدر

ایراد بگیرید تا دیگر جرأت نکند بدون حضور شما خرید کند .

 

۶. هر از چند گاهی اتاقش را بگردید .

 

۷. گهگاهی به او گوشزد کنید که اگر شما نبودید او متولد نمی شد و به این سن نمی رسید و باید

 خواسته های شما  را برآورد سازد

۸. از طریق احوال پرسی او با دیگران به گونه ای ایراد بگیرید که بار دیگر نتواند احوال پرسی

کند و دست و پایش را گم کند .

۹. به هیچ عنوان نظرات او را نپرسید و چنان چه زمانی نظر خوبی داد آن را رد کنید اما بعداً

پنهانی استفاده کنید و نتایج خوب آن را به  نبوغ خود ربط دهید .

۱۰. تا می توانید او را با دیگران مقایسه کنید به خصوص فرزند همسایه یا فامیل .

 

۱۱. چند روز یک بار به او بگویید که از داشتن چنین فرزندی شرمگین هستید و کاش اصلاً

متولد نمی شد.

۱۲. از  کوچکترین رفتار او مثل غذا خوردن ایراد بگیرید.

 

۱۳. به او اصلاً اعتماد نکنید و نگذارید تنهایی به خانه دوستانش برود و اگر اصرار کرد

همراهش بروید .

۱۴. اگر دانشجو است نگذارید به خوابگاه برود ؛ آن جا بدآموزی دارد و افرادی با فرهنگ های

متفاوت زندگی می کنند که فرزندتان را تحت تأثیر قرار  می دهند .

 

۱۵. اگر می خواهد استقلال مالی داشته باشد ، مثلاً می خواهد تدریس خصوصی کند ؛ اصلاً

اجازه ندهید فرزند باید زیر نظر والدین به خصوص پدر باشد و از نظر  مالی به او وابسته باشد

تا نتواند بر خلاف میل والدین صحبتی بکند . چه بهتر که به این بهانه که می خواهید فرزندتان به

هم نزدیک تر باشند ، کاری راه اندازید تا بیشتر زیر نظر شما  باشند و نتوانند بدون اجازه شما

آب بخورند .

۱۶. تا جایی که می توانید آن ها را تحقیر کنید .

 

۱۷. این حس را داشته باشید که شما مالک فرزندان خود هستید و آن ها همچون دیگر دارایی

های شمایند و این حس را به آن ها منتقل کنید .

 

۱۸. زمانی که به پول  نیاز دارند با منت و  ناراحتی قبول کنید .

 

۱۹.هیچ وقت به آن ها نگویید دوستت دارم و اتفاقاً بگویید که در صورت نبودن آن ها چه  

پیشرفت هایی می کردید و بودن  آن ها  مانع شد .

۲۰. او را مجبور به یادگیری مهارت هایی کنید که خودتان زمانی آرزویش را داشتید .

 

۲۱. اگر فرزندتان حرفی زد که ناراحت شدید حتی اگر بر حق بود با او قهر  کنید و جواب

 سلامش را هم  ندهید .

 

۲۲. در زمان ازدواج فرزندتان باز هم این شمایید که تصمیم می گیرید که چه کسی برایش

مناسب است . حتی اگر به آن فرد علاقه ای نداشت او را مجبور به این ازدواج کنید و به حس

او و کودک درونش اهمیتی ندهید .

23.  با این ترفند ها شما فرزندانی تربیت می کنید که از هر نظر به شما وابسته هستند و هیچ

گونه اعتماد به نفسی ندارند و  خیال شما از بابت داشتن پرستارانی مادام العمر برای خودتان

راحت است !

 

منبع

-  اشیانی ، اکرم  ، موفّقیّت ، شماره ی 1921 ، نیمه دوم تیر 89 ، ص 38

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  چگونگی پرورش فرزندانی کاملاً وابسته به والدین


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اگر می خواهید فرزندتان در آینده کاملاً متکی به  شما باشد و هیچ عنوان اراده ی از خود نداشته باشد ، توصیه

های زیر به شما کمک می کند .

1. حتماً خودتان برای فرزندتان لباس بخرید و به هیچ وجه نظر او را جویا نشوید . مگر فرزند حتی اگر 25

سال داشته باشد می داند چه لباسی مناسب او و شخصیت خانوادگی اش است ؟ مسلماً نمی داند و شما فقط قدرت

تشخیص دارید .

۲. نگذارید بدون اجازه شما حتی آب بخورد . برای کوچکترین کارها باید از شما اجازه بگیرد .

چنانچه به هر دلیلی از یکی از دوستانش خوشتان نیامد او را از این دوستی منع کنید . ( ممکن است دلیل شما

بی کار بودن دایی کوچک او باشد . )

۳.در زمان انتخاب رشته تحصیلی به علاقه و استعداد فرزندتان کاری نداشته باشید ، این شمایید  که تصمیم

گیرنده اصلی هستید و فرزند شما تشخیص و انتخاب صحیحی ندارد  ، بهتر است رشته ای را که شما دوست

داشتید اما به آن نرسیدید را انتخاب کنید چون فرزند شما وسیله تحقق آرزوهای شماست .

۴. از وضعیت ظاهری اش ایراد بگیرید و چنانچه خودش چیزی انتخاب کرد و خرید ، آن قدر ایراد بگیرید تا

دیگر جرأت نکند بدون حضور شما خرید کند .

۵. هر از چند گاهی اتاقش را بگردید .

۶. گهگاهی به او گوشزد کنید که اگر شما نبودید او متولد نمی شد و به این سن نمی رسید و باید خواسته های

شما  را برآورد سازد

۷. از طریق احوال پرسی او با دیگران به گونه ای ایراد بگیرید که بار دیگر نتواند احوال پرسی کند و دست و

پایش را گم کند .

۸. به هیچ عنوان نظرات او را نپرسید و چنان چه زمانی نظر خوبی داد آن را رد کنید اما بعداً پنهانی استفاده

کنید و نتایج خوب آن را به  نبوغ خود ربط دهید .

۹. تا می توانید او را با دیگران مقایسه کنید به خصوص فرزند همسایه یا فامیل .

۱۰. چند روز یک بار به او بگویید که از داشتن چنین فرزندی شرمگین هستید و کاش اصلاً متولد نمی شد.

۱۱. از  کوچکترین رفتار او مثل غذا خوردن ایراد بگیرید.

۱۲. به او اصلاً اعتماد نکنید و نگذارید تنهایی به خانه دوستانش برود و اگر اصرار کرد همراهش بروید .

۱۳. اگر دانشجو است نگذارید به خوابگاه برود ؛ آن جا بدآموزی دارد و افرادی با فرهنگ های متفاوت زندگی

می کنند که فرزندتان را تحت تأثیر قرار  می دهند .

۱۴. اگر می خواهد استقلال مالی داشته باشد ، مثلاً می خواهد تدریس خصوصی کند ؛ اصلاً اجازه ندهید فرزند

باید زیر نظر والدین به خصوص پدر باشد و از نظر  مالی به او وابسته باشد تا نتواند بر خلاف میل والدین

صحبتی بکند . چه بهتر که به این بهانه که می خواهید فرزندتان به هم نزدیک تر باشند ، کاری راه اندازید تا

بیشتر زیر نظر شما  باشند و نتوانند بدون اجازه شما آب بخورند .

۱۵. تا جایی که می توانید آن ها را تحقیر کنید .

۱۶. این حس را داشته باشید که شما مالک فرزندان خود هستید و آن ها همچون دیگر دارایی های شمایند و این

حس را به آن ها منتقل کنید .

۱۷. زمانی که به پول  نیاز دارند با منت و  ناراحتی قبول کنید .

۱۸. هیچ وقت به آن ها نگویید دوستت دارم و اتفاقاً بگویید که در صورت نبودن آن ها چه   پیشرفت هایی می

کردید و بودن  آن ها  مانع شد .

۱۹. او را مجبور به یادگیری مهارت هایی کنید که خودتان زمانی آرزویش را داشتید .

۲۰. اگر فرزندتان حرفی زد که ناراحت شدید حتی اگر بر حق بود با او قهر  کنید و جواب سلامش را هم

ندهید .

۲۱. در زمان ازدواج فرزندتان باز هم این شمایید که تصمیم می گیرید که چه کسی برایش مناسب است . حتی

اگر به آن فرد علاقه ای نداشت او را مجبور به این ازدواج کنید و به حس او و کودک درونش اهمیتی ندهید .۲۲. با این ترفند ها شما فرزندانی تربیت می کنید که از هر نظر به شما وابسته هستند و هیچ گونه اعتماد به

نفسی ندارند و  خیال شما از بابت داشتن پرستارانی مادام العمر برای خودتان راحت است !

 

منبع

اشیانی ، اکرم  ، موفّقیّت ، شماره ی 1921 ، نیمه دوم تیر 89 ، ص 38

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  اختلالات دیکته نویسی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

همواره در کلاس اول ابتدایی برای معلمین مهم ترین مسأله توفیق دانش آموزان بر خواندن و نوشتن است و یکی از ابزارها آموزش دیکته و تسلط در نوشتن دیکته می باشد . اما بعضی از دانش آموزان در این درس ضعف دارند که ما به بررسی اجمالی آن می پردازیم

اختلالات دیکته نویسی چیست ؟    

1.نارسا نویسی : یکی از این اختلالات می باشد که باید خطای نارسا نویسی را مشخص کرد و سپس علت یا علل آن را شناخت و سرانجام برای درمان آن اقدام کرد . برخی از علل نارسا نویسی عبارتند از :

الف ) عدم مهارت های پایه ای مانند چرخاندن ، فشار دادن ، گرفتن مداد و امثال آن

 

ب ) عدم رشد مهارت ها و هماهنگی های حرکتی و حرکت های ظریف که برای نوشتن ضروری است .

پ ) عدم حرکت مناسب انگشتان

ج ) عدم هماهنگی چشم و دست

چ ) عدم یادگیری مفاهیم پایه ای مانند : بالا ، پایین ، زیر و رو

د ) وضعیت قرار گرفتن نامناسب کاغذ و بدن به هنگام نوشتن

ر )در دست گرفتن مداد به صورت نامناسب

ز ) دشواری در حفظ تجارب و تأثیرات دیداری

س ) نداشتن انگیزه کافی برای خوب نوشتن

موارد الف تا ج را می توان با انجام بازی خمیر برای تحرک انگشتان دست و هماهنگی آن ها استفاده کرد یا با استفاده از گل رس و ورز دادن آن و ساختن شکل های متنوع استفاده کرد .

در مورد موارد د و ر  : آموزگار می تواند با تحت نظر گرفتن دانش آموز عادت صحیح را در او به وجود آورد و در منزل هم بخواهد که چنین رفتار نماید .

در مورد ز :  در تقویت حافظه دیداری توضیح داده خواهد شد و برای مورد س  می توان با تشویق و برقراری ارتباط صمیمانه او را تشویق به زیبا نوشتن و خوب نوشتن کرد .

 

2.حافظه دیداری : علت عمده ی این نوع غلط ها ( هیله ، مقازه و اسحاب ) ضعف حافظه دیداری است یعنی کودک به خوبی قادر نیست تصویر حرف مورد نظر را در کلمه به خاطر بیاورد . رونویسی کردن درست واژه ها می تواند به دانش آموز کمک کند ؛ ولی برای تقویت حافظه دیداری می توان عکسی را چند لحظه به وی نشان داد  و سپس سئوالاتی از او پرسید که در تصویر چه چیزهایی دیدی ؟ چند نفر در تصویر بودند ؟ در مورد بعضی از اشیای موجود در تصویر، سؤالاتی از قبیل تعداد آن ها ،  رنگ و ... بپرسیم .   

3.تمیز دیداری : برای غلط هایی مثل ( دوز ، دور ) ، (  جانه ،  خانه ) و ( دوس ، دوست ) به نظر می رسد کودک دچار تمیز دیداری است . تمریناتی پیش بینی شده : مثلاً کارت هایی تهیه کرد که در سمت راست آن ، حرف یا کلمه ی مورد را نوشت  و در سمت چپ از وی می خواهیم شکل یا کلمه ی مورد نظر را بیابد .

ج

چ   ی   ص   ج  گ  ح  خ

دانش

رانش   دانش  سازش  دوش 

 

4.حساسیت شنوایی : برخی از غلط ها به حساسیت شنوایی دانش آموز مربوط می شود ، مثل « مسباک ، زمبور ، صب ( صبر ) بشگاب »  

صداهایی را در نوار کاست ضبط و بر طبق آن تصویرمناسب تهیه کرده و در اختیار دانش آموز قرار داده  که او با گوش کردن و تشخیص صداها ، باید تصویر مربوط به آن را بیابد. روش دوم : دانش آموز را آموزش داده که با صدای بلند صحبت نکند و صدای رادیو را کم کنیم و از وی می خواهیم تا آنچه را شنیده بیان نماید .   

5.پرورش دقت : بعضی از غلط ها به کم دقتی دانش آموز مربوط می شود مثل « نهنفته ، عسمل ، کردش ( گردش ) » . برای پرورش دقت نیز تمریناتی را می توان پیش بینی کرد .

الف ) دادن تصاویری مشابه و یافتن تفاوت ها جزئی آن ها توسط دانش آموز .

ب ) نوشتن کلماتی که بخش زاید مثل دندانه و یا نقطه ی اضافی دارند و از او بخواهیم که بخش زاید را بیابد .

ج ) دادن دو شکل مشابه به او که شکل ناقص را با استفاده از شکل کامل تکمیل نماید .

6.مشکلات آموزشی : مشکلات آموزشی به آنچه اطلاق می شود که مربوط به روش تدریس درسهایی مثل ( ـه ه ) ، ( ـِ ربط و مالکیت ) و ( و استثنا ) و ..... مثل : تجربها ، بنده گان ، خُراک و اصحابه فیل و.... که همگی غلط هستند و با استفاده از روش تدریس صحیح درس فارسی می توان آن ها را رفع نمود .

البته لازم به ذکر است که موارد گفته شده در مورد اختلالات یادگیری همگی درمان ها و راهکارهایی دارند که توسط یک درمانگر مجرب و همراهی و آگاهی آموزگار مربوطه می تواند در حل مشکل چنین دانش آموزانی اهمیت شایانی داشته باشد و باید خارج از مدرسه طی جلساتی تعیین شده انجام شود . زیرا وقت کلاس و حجم درس ها و گرفتن وقت دانش آموزان دیگر نمی تواند در حل این مشکل یاری برساند . زیرا در هر کلاس تعداد معدود و انگشت شماری این مشکلات را دارند و چه خوب که آموزش و پرورش مراکزی را با افراد متخصص یا لااقل دوره دیده در هر منطقه دایر نماید ، چون این موارد در هر پنج پایه ی ابتدایی می تواند مورد استفاده واقع شود .

 

منابع :

1.       درمان اختلالات دیکته نویسی ، مصطفی تبریزی ، تهران ، فرا روان ، 1376

راهنمای آموزش و ارزشیابی مهارت املای فارسی در کلاس درس ، ایرج خوش خلق ، تهران ، لوح

 

درد دل خودمانی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد 

در روش توصیفی هدف اصلی بررسی و شناسایی نقاط مثبت و منفی  آموخته های دانش آموز در طول تدریس و در طول سال تحصیلی  است که همکاران محترم  باید توجه داشته باشند که با بازخوردهای صحیح آن ها رابه نحو احسن ، به سوی پیشرفت و بر طرف کردن اشکالات یادگیری  سوق دهند . 

  1.  یکی از راه های پیشنهادی این است که به صورت شفاهی یا کتبی اول نقاط مثبت و برجسته ی یادگیری  دانش آموز را ، به او یادآوری نماییم و سپس به نقاط منفی و ضعف درسی و نگارشی او اشاره کنیم ؛ با این عمل عزت نفس او را بالا برده و غیر مستقیم او را وادار می نماییم اشکالات خود را بر طرف کند .    
  2. روش دوم ، دانش آموز را  نسبت به آموخته هایش حساس کنیم  . در این روش می توانیم با نوشتن کلمات را بر روی لوح ، توجه دانش آموزان را به آن ها جلب می کنیم که کدام حروف را درست نوشته شده  و کدام حروف زشت و بد نوشته شده؟  حالا به نظر شما ،  کدام حروف را درست و کدام را نازیبا می نویسید ؟ ( اگر دانش آموز نسبت به خطش حساس باشد پس از چند هفته خطش زیبا می شود . )
  3.  هیچ گاه دانش آموزان را با هم مقایسه نکنید بلکه آن ها را بر اساس پیشرفت خودشان مطرح کنید .   
  4.  پیشرفت دانش آموزان را در تمام ابعاد جسمانی  ، عقلي ، عاطفي ، اجتماعي، اخلاقي و حرکتي دانش آموزان باید در نظر داشته باشیم.

بازخوردهای توصیفی و تشویقی برای دانش آموزان در حال رشدیا نزدیک به انتظار

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

نوشتی آرام و خوب            حالا شدی تو محبوب       

اول بخوان بعد بنویس           ای کودک خوش نویس

فرشته بهشتی                   خسته بودی نوشتی ؟

فرشته بهشتی                  آخر وقت نوشتی؟

فرشته بهشتی                        بی حوصله نوشتی ؟

امروز سریع نوشتی                 فرشته بهشتی         

ای گل پر ستاره                تمرین بکن دوباره

کمی تلاش بیشتر                   هستش برات مفیدتر

با تمرینی که کردی                  پیشرفت عالی کردی

کمی تلاش بیشتر                   هستش برات مفیدتر

کارت شده چه بهتر                  ای گل من ، تاج سر

یادت نره خط کشی                 فردا حتماً بکشی

گوشه برگه هایت                  برگه های کتابت

      چه کار کنیم صاف بشه                     قشنگ و زیبا بشه               

بچه باشه مرتب                       زیبا ، تمیز ،  مؤدب

زیبا چو گل ها می شه               محبوب دل ها می شه

گلم باید بدونه که                   که خط های  زمینه

می کنه کمکش تا                     خطش بشه نمونه

پسرم باید بدونه                     همیشه یادش بمونه

که سمت راست یکی هاس              سمت چپ ده تایی هاست

اول بخوان سؤال ها                  خوب فکر بکن به آن ها

سپس جوابشان ده                     با دقت و با خنده

                     منتظرم عزيزم                   ناز و قشنگ و خوبم             

  کارهاي بهترت را                  من به زودي ببينم

کار گروهی بدان                  می کنه کار رو آسان

با تمرینی که کردی                پیشرفت عالی کردی

برگه نَکن دوباره                      از دفتر بیچاره

برگه نُکن تو پاره                      از دفتر بیچاره

درست بگو و رسا                   جواب این سؤال ها

دقت و سعی و تلاش              به اندازه داشته باش

حواست و جمع کن                 یک کمی دقت کن

حالا شدی منظم                   و من به تو می نازم

دختر ( پسر ) خوب و نازم           خوب بلدی می دونم    

بارون میاد ریز ریز                 اول بخوان بعد بنویس

 همیشه خوش خط باش             پیش همه عزیز باش

ای دختر نازنین                       بیشتر بکن تو تمرین

شادي شادي با ورزش                   اول درس ،  بعد گردش

    زنده باشي و سالم                     تلاش بکن تو دائم      

زنده باشی و سالم                   تلاش بکن تو دائم

ای کودک خیلی ناز               مرا کردی سرافراز

حالا شدی شاد شاد                دل منم شده شاد

ای  دختر نازنین                  آفرین آفرین

      1و2 و 3و 4                      دندونه ها را بشمار

مشقت شده مرتب              ای كودك مودب

     فرشته بهشتی             امروز سریع نوشتی

ای گل ناز و خوشبو            بخوان درست از این رو

  توصیه های معلم در مورد دانش آموزان نزدیک به انتظار یا در حال رشد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

1.دانش آموز در زمینه ی سرعت عمل در نوشتن تکالیف نیاز به تقویت دارد . به والدین توصیه می شود طبق زمانمندی از دانش آموز تکلیف بخواهند .

2.دانش آموز در زمینه های درسی مشکلی ندارد ولی در زمینه شرم و کم رویی نیاز به هدایت ، کمک و راهنمایی دارد . به والدین توصیه می شود او را در جمع های خانوادگی خود شرکت دهند و از او نیز اظهار نظر بخواهند . 

3.دانش آموز از نظر جسمانی و آموزشی مشکلی ندارد . ولی در زمینه اضطراب ایشان پیشنهاد می گردد برای بهبود به مشاور مراجعه شود . 

4.او باید در زمینه خوشنویسی تمرین بیشتری کند . یکی از راهکارهای آن است که تمرینات را در طی تابستان نیز ادامه دهد .

5.دانش آموز در زمینه برخورد و احترام به دوستان و همکلاسی های خود نیاز به هدایت و راهنمایی دارد . به والدین توصیه می شود او را در این زمینه یاری کنند . یکی از راهکارها می تواند نشان دادن فیلم و گفتن قصه هایی در این زمینه می باشد .

6.دانش آموز در زمینه کمک و یاری به دوستان نیاز به راهنمایی دارد . یکی از راهکارها ، گفتن قصه هایی در این زمینه می باشد .

7.توصیه می شود در زمینه خوشنویسی و ریاضیات کوشش بیشتری داشته باشد و از جا گذاشتن وسایل و تأخیر ورود به مدرسه بپرهیزد .

8.درک بعضی از موضوعات علوم و قواعد بخوانیم و بنویسیم برایش مشکل است . او نیازمند تمرکز ، دقت و توجه و سکوت حین تدریس معلم در کلاس می باشد تا موفقیت بیشتری به دست آورد..

بهتر است به قوانین کلاس توجه خاص داشته باشد و برای انجام بعضی از کارها و رفتارها با معلم مشورت کند . او نیازمند تشویق و توجه و کنترل مکرر در انجام تکالیف می باشد .

بازخورد های توصیفی در مورد دانش آموزان ( در حد انتظار یا خیلی خوب )

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 به نام حیّ سبحان                 سپردم به قرآن

شکوفه های رنگ به رنگ                       خسته نباشی ،قشنگ

حالا شدی باسواد                     دل منم شده شاد

جَمعه چقدر حواست                      دقیقه خیلی کارت

زنده باشی و سالم                     تلاش بکن تو دائم

به مثل ماه تابان                          قشنگی و درخشان

سبد سبد گل یاس                       زرنگ ، توی کلاس

ای کودک خیلی ناز                    مرا کردی سرافراز

ای دختر ( پسر ) نازنین                      بهت می گم آفرین

    ای گل توی کلاس                   زیبا هستی مثل یاس

باهوش و خوش بیانی                    ای کودک ایرانی

پسر (دختر) خوب و نازم                   به دقتت می نازم

آفرین دختر( پسر )خوبی هستی                   همیشه به فکر درسی

(اول بخوان سؤال ها                        خوب فکر بکن به آن ها

سپس جوابشان بده                       بادقت و با خنده  )

3 2 1   ستاره                        کارت ایراد نداره

عقیده ی من اینه                    کودک خوب همینه

هستی دقیق و پرتلاش                     همیشه خنده رو باش

کودک من تمیزه                    خیلی زرنگ و تیزه

     خلاقی و مهربون                  همیشه این طور بمون

حالا شدی شاد شاد              دل منم شده شاد

ای دختر ( پسر ) مؤدب                  دفترت هست مرتب

         ای کودک مهربان                 دوستت دارم همچو جان

از تنبلی جدایی                       ای هدیه ی خدایی

کارت شده چه بهتر                 ای گل من ، تاج سر

ای  دختر نازنین                     آفرین آفرین

ای گل ناز و خوش بو              بخوان درست از این رو

هستی دقیق پر تلاش                     همیشه خنده رو باش

ماهی نوشت تو دریا                     آفرین و مرحبا

دانا و پر توانی                      ای کودک ایرانی

یک گل شادابی تو                   آفتاب و مهتابی تو

برف میاد دونه دونه                      پسرم  درس می خونه

آفرین دختر خوبی هستی                همیشه به فکر درسی

ای پسر نازنین                     بهت می گم آفرین

خورشید گرم و روشن           همیشه در قلب من

درسته ، قشنگه                     زهرا خیلی زرنگه

      پسر خوب و نازم               خوب بلدی می دونم

خورشید گرم و روشن                همیشه در قلب من

شمع و گل و پروانه             کارت خیلی با حاله

خورشید گرم و روشن                 همیشه در قلب من

قشنگی چون کبوتر                از همه هستی بهتر

به مثل ماه تابان                      قشنگی و درخشان

یاد گرفتی چه عالی              آنقدر که با صفایی

تاب تاب عباسی                 تو زرنگ کلاسی

با هوش و خوش بیانی             ای کودک ایرانی

بَرگه نَکَن دوباره                از دفتر بیچاره

     زرنگ و پرتوانی                این موضوع را می دانی ؟

پی برده ام به رازی                جمله زیبا می سازی

پی برده ام به رازی               زیبا جمله می سازی

کودک خوب و نازی              واژه درست می سازی

پسرم چه خوب می نویسی                         هنگام رونویسی

صد آفرین بر تو باد                نوشته ای باد ، باد

صد آفرین ای کودک               چه خوب نوشتی اردک

آسمان پر ستاره                     مشقت نظیر نداه

نوشتی خوب و آرام                   از روی درس ....

قایق روی دریا                    نوشته ای چه زیبا

فرشته بهشتی                           خیلی قشنگ نوشتی

مشقت شده مرتب               ای کودک مودب

فرشته بهشتی                          تمیز و درست نوشتی

آسمان پر ستاره                 مشقت نظیر نداره

کلاغه خبر میاره                     از خطت گل می باره

به مثل یک ستاره                  نور از مشقت می باره

نون و پنیر و پسته                    مشقت  به دل نشسته

      با مشقی که نوشتی                    تو لایق بهشتی

چقدر زیبا نوشته                   مثل گل بنفشه

         مانند گل نوشتی               همه روِ  درست نوشتی

قایق روی دریا                     نوشته ای چه زیبا

مانند گل نوشتی                  بدون غلط نوشتی

ای کودک بهشتی                    کامل و دقیق نوشتی

بارونِ دونه دونه                     مشقت شده نمونه

دخترم ( پسرم ) زیبا نوشته                  مثل گل بنفشه

پسرم چه خوب می نویسی                     هنگام رونویسی

             قشنگ نوشتی و ناز                     ای دختر ( پسر ) سرفراز

امروز سریع نوشتی                فرشته بهشتی

ای کودک بهشتی                    کامل دقیق نوشتی

کودک خوب و نازی                  واژه درست می سازی

با مشقی که نوشتی               تو لایق بهشتی

چقدر زیبا نوشته                    مثل گل بنفشه

         مثل گل نوشتی                   همه روِ  درست نوشتی

پسر ( دختر ) خوب و نازم        به دیکته ات می نازم

مثل گل نوشتی                     بدون غلط نوشتی

کار گروهی بدان                 می کنه کار را آسان

مورچه نوشت روی خاک             قشنگ نوشتی و پاک

حل کرده اي اين تفريق ( تقسیم )               کامل درست و دقيق   

به دوستت دادی یاری             عالی کردی همکاری

    خلاقی و مهربون                   همیشه این طور بمون

یاد گرفتی چه عالی                 آنقدر که با صفایی

درست خواندی تو قرآن              ای کودک مهربان

امروز كارت عالی بود              اشكالی در آن نبود

انار دونه دونه                    نقاشیت شده نمونه

مورچه نوشت روی خاك                قشنگ نوشتی و پاك

جمله های قشنگی                 با واژه ها تو ساختی

آفریدی افتخار                      برای چندمین بار

خلاقی و مهربون                   همیشه اینطور بمون

درست خواندی تو قرآن                  ای كودك مهربان

حالا شدی باسواد                 دل منم شده شاد

كودك خوب و نازی                واژه درست می سازی

فرشته بهشتی                     تمیز و درست نوشتی

ای كودك مودب                      دفترت هست مرتب

به دوستت دادي ياري               آري کردي همکاري

یك گل شادابی تو                 آفتاب و مهتابی تو

هستی دقیق و پر تلاش            همیشه خنده رو باش

بازخورد های توصیفی در مورد دانش آموزان ( در حد انتظار یا خیلی خوب )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

  1. دخترم ، امروز از جملات زیبایی که نوشتی لذت بردم ، منتظر جملات زیباتر تو هستم .
  2.  فرزندم از اينکه از عهده ي انجام کار برآمده اي خوشحال هست.
  3.  پسر گلم ،آفرین بر تو ،  قرآن را خیلی خوب بخش بخش خواندی .
  4.  آفرین ، دقت شما در موضوعات کلاس ، باعث سرفرازی و خوشحالی من است .  
  5. خوشحالم که شرکت فعال در گروه و درس و مدرسه داري.
  6. از اينکه مهارت لازم براي حل مسئله داري خوشحالم.     
  7. دختر خوبم ! شما به تمام اهداف در جمع و تفريق هاي اساسي در حد مطلوب دست يافته اي. 
  8.  از توانايي به کارگيري دانش تو عزيزم ابراز شادي مي کنم.
  9.  عزیزم ، موفقیت تو در یادگیری جدول ضرب مرا خوشحال کرد .
  10. فرزند خوبم ، از خط زیبایت لذت بردم .
  11. پسر نازم ، هزار آفرین به تو که مشقت را زیبا نوشتی .
  12. دختر گلم ، از این که تمام تقسیم ها را درست حل کردی متشکرم .
  13.  پسر گلم ، از این که املایت را بدون غلط نوشتی ، خوشحالم .
  14. من به تو افتخار می کنم چون توانستی ضرب و تقسیم را خیلی خوب یاد بگیری . 
  15.  آفرین بر تو ، که تکالیفت را بدون اشکال و کامل انجام دادی .
  16.  صد آفرین بر دختر با هوشم که سؤالات خوبی را طراحی کرده و جواب آن ها را نیز به درستی نوشته .
  17. تحقیق کامل تو در زمینه جشن تکلیف مرا خرسند کرد . مشتاقم کارهای زیبای دیگرت را نیز ببینم .
  18. تحقیق کامل تو در زمینه مسجد محله باعث افتخار من شد .مشتاقم فعالیت های دیگرت را هم مشاهده کنم.
  19.  تحقیق کامل تو در زمینه زندگی امامان خیلی جالب بود، معلوم است سعی و تلاش فراوانی انجام داده ای.
  20.  پسرم تحقیق شما جالب و خواندنی بود .
  21. آفرین، شما  در نوشتن انشا توانا هستید.
  22.  هزار آفرین ،  دخترم در نوشتن تکالیف دقت کامل داشتی .
  23.  تحقیق شما در زمینه شهر شیراز واقعاً جالب بود . 
  24.  آفرین بر تو که توانستی نقشه خانه تان را به درستی  رسم کنی .
  25.  دختر گلم ، چقدر قشنگ اعضای خانواده ات را بکشی .
  26.  فرزندم وقتي دقت تو را در درس يا تکاليف مي بينم خوشحال مي شوم يا از تلاش تو لذت مي برم .
  27.  فرزند خوبم، از خط زیبایت لذت بردم.
  28.  پسر نازم، هزار آفرین به تو كه مشقت را زیبا نوشتی.
  29.  آفرین به تو كه تكالیفت را بدون اشكال و كامل انجام دادی.
  30.  پسرم (دخترم) تحقیق شما جالب و خواندنی بود.
  31.  آفرین پسرم در نوشتن تكالیف دقت كامل داشتی.

 ارزشیابی کیفی – توصیفی پایه ی سوم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ارزشیابی کیفی - توصیفی

با عرض سلام خدمت همکاران گرامی و محترم ، و قبولی فرایض دینی شما ازطرف خداوند متعال سخنم را با حدیثی آغاز می نمایم  .

قال رسول ا... ( ص ) :       التعلیم فی الصغر کالنقش فی الحجر 

« آموختن علم در کودکی مانند کندن نقش بر روی سنگ است .»

 

« کسی که از آموزش و پرورش خارج می شود انسانی باشد با برجستگی های اخلاقی ، فکری و مغزی و با تدین »          از بیانات مقام معظم رهبری در جمع رؤسای آموزش و پرورش کشور 15/6/86

هدف اساسی سنجش و ارزش یابی، ارتقای یادگیری دانش آموزان است.محتوا وچگونگی ارزش یابی درفرایند تدریس، نحوه مطالعه و کیفیت یادگیری دانش آموزان را رقم می زند.اگر معلم بر حفظ کردن مطالب بی ارتباط تاکید کند،دانش آموزان به یادگیری سطحی و طوطی وار روی می آورند...به همین دلیل است که گفته اند:" اگر می خواهید نظام آموزشی را بهبود بخشید،شیوه های سنجش وارزشیابی را اصلاح کنید" ۳

پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . به عنوان معلم بايد عميقاً باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما ابزارهاي سنتي ارزشيابي را که بدون توجه به تفاوتهاي فردي، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي ها را شناسايي کند و به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمينه را به گونه اي مهيّا کنيم که نمره گرايي از بين برود و معلم و دانش آموز و اوليا همه به دنبال کيفيت کار باشند نه کميت.

برخورد معلم و اولیای دبستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کردن ، مباحث ومشارکت در کارهای گروهی ، گوش دادن ، خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و حضور فعال داشته باشند.       

   ارزشیابی توصیفی چیست؟

 ارزشیابی توصیفی الگویی كیفی است كه تلاش می كند به عمق وكیفیت یادگیری همه جانبه دانش آموزان توجه كند وتوصیفی از وضعیت یادگیری آن ها ارائه دهد كه موجب اصلاح وبهبود توسعه ی مهارت ها ،دانش ها ونگرش های دانش آموزان می شود.

در ارزشیابی توصیفی به جای نمره به توصیف وضع موجود دانش آموز پرداخته می شود .

در ارزشیابی توصیفی، دانش آموزان از یادگیری سطحی، به یادگیری عمقی هدایت می‌شوند و حس رقابت، جای خود را، به حس رفاقت می‌دهد و به جای تأکید بر حافظه، بر پیشرفت بر اساس توان فردی، تأکید می‌شود.                                                                                                         

انگیزش و تشویق ، مادی و غیرمادی و کلامی ،یکی از بهترین راهکارهای این نوع ارزشیابی  است. باز خورد درست و به جا و توصیف تأثیرگذار و مثبت نقش مهمی درانگیزش و یادگیری   دانش آموز دارد . لازم به ذکر است بازخوردهای تکراری و منفی و بدون بار انگیزشی علاقه به درس و یادگیری را کاهش می دهد و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری شود و  استرس و اضطراب دانش آموز کم می شود .                                                                         

در این روش زمینه ی پیشرفت دانش آموزان ضعیف تر بهتر فراهم می آید . همچنين اين الگوي ارزشيابي، موجب مي‌شود معلم خود را همسفر يادگيري دانش‌آموزان بداند و با آنها در مسير حركت ‌كند، نه كسي كه در پايان راه ايستاده و منتظر است كه مشاهده كند چه كسي زودتر به پايان راه (يادگيري) مي‌رسد.

استفاده از ابزار های مختلف ارزشیابی ، نقاط قوت و  مشکلات و نواقص موجود در تدریس یا ضعف دانش آموز را بهتر مشخص می کند .

پوشه کار ( کارنما ) ، برگ ثبت مشاهدات ( فهرست وارسی ، مقیاس درجه بندی و فهرست واقعه نگاری ) ، و آزمون ها ( عملکردی و آزمون های مداد - کاغذی و .....)  نمونه هایی از ابزارهای سنجش معلم می باشند که هنگام مراجعه ی اولیا ء و یا در زمان تکمیل کارنامه ی توصیفی ملاک عمل می باشد .

در الگوي ارزشيابي توصيفي، علاوه بر رشد بُعد عقلاني دانش آموز، به جنبه هاي ديگر رشد، از جمله رشد ابعاد اجتماعي، عاطفي و جسماني نيز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملكرد دانش آموز ،گزارشي را از وضعيت او در حيطه هاي ذكر شده به شكل توصيفي، ارائه مي دهد. اين گزارش بايد دقيق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و كلمات مثبت استفاده شود. در این گزارش برای نمونه گزاره هایی در توصیف وضعیت دانش آموز نظیر : دقت کردن در رعايت نكات بهداشتي ،كسب عادتهاي مطلوب جسماني ، همكاري با ديگران ، عمل به قوانين مدرسه ، احترام گذاشتن به ديگران ، شركت در مباحث و گفتگوها و... بیان می گردد.

 منابع یادگیری نیز، تنها به معلمان منحصر نمی‌شود و دانش آموزان، از محیط، کتاب و خودشان نیز، مطالبی را می‌آموزند. پرورش خلاقیت نیز، از دیگر ویژگی‌های ارزشیابی توصیفی است .

 

اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي در مقطع ابتدايي :

 از سال تحصيلي 83-82 با تحت پوشش بردن 200 كلاس پايه اول آغاز شد و در سال تحصيلي 84-83، 500 كلاس درس شامل 300 كلاس پايه اول و 200 كلاس پايه دوم و در سال تحصيلي 85-84 نيز يكهزار كلاس درس شامل 500 كلاس اول، 300 كلاس دوم و 200 كلاس سوم را تحت‌ پوشش برد كه در اين سال شاهد افزايش 200 كلاس درس پایه اول به شكل غيررسمي با توجه به تقاضاي استانها براي اجراي طرح بوديم.

اهداف اساسي اين طرح به شرح زيراست:

1.       بهبود كيفيت فرآيند ياددهي ـ يادگيري

2.     فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف فرهنگ بيست گرايي

3.    تأكيد بر اهداف آموزش و پرورش به جاي تأكيد بر محتواي كتابها

4.     فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف حاكميت مطلق امتحانات پاياني در تعيين سرنوشت تحصيلي دانش‌آموزان

5.      افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي ـ يادگيري يا كاهش فشار هاي رواني ناشي از نظام ارزشيابي موجود

6.     برانگیختن رغبت و  علاقه دانش آموزان به یادگیری

7.    تصمیم  گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس

8.    اصلاح روش تدریس

9.     ارتقا و طبقه بندی دانش آموزان

10. تصحیح نتایج فعالیّت های فراگیران و دادن  بازخورد به آنها

 

گروه وبلاک نویس پایه سوم قصد دارد در طول سال تحصیلی 90-89  مطالبی در رابطه با ارزشیابی کیفی – توصیفی بنویسد و از همکاران عزیر برای غنی  شدن این مباحث  یاری و مساعدت می خواهد .

       با تشکر از همکاری صمیمانه ی آقای سعیدی مقدم  ، مدرس آموزش ارزشیابی کیفی توصیفی  پایه ی سوم منطقه ی نظرآباد  و همکاران وبلاک نویس پایه ی  سوم ابتدایی

 

منابع:

  1. سی دی آموزشی ارزشیابی توصیفی که توسط استاد گرامی آقای سعیدی مقدم تهیه گردیده است .
  2. حسن پاشا شریفی،1381 (نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 ساعت 1:42  توسط رضا دانشگر در سایت )

     ۳.  پنجشنبه 10 بهمن 1387 توسط عثمان قادری در سایت

  1. انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی وزارت علوم / کد خبر 3365 / مجيد مختاري دوست
  2. www.farhad-68.blogfa.com/Cached
  3. نوشته شده توسط مجید محمدی در دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388

توصیه های معلم در مورد دانش آموزان نزدیک به انتظار یا در حال رشد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

  1.  دانش آموز در زمینه ی سرعت عمل در نوشتن تکالیف نیاز به تقویت دارد . به والدین توصیه می شود طبق زمانمندی از دانش آموز تکلیف بخواهند .

2.دانش آموز در زمینه های درسی مشکلی ندارد ولی در زمینه شرم و کم رویی نیاز به هدایت ، کمک و راهنمایی دارد . به والدین توصیه می شود او را در جمع های خانوادگی خود شرکت دهند و از او نیز اظهار نظر بخواهند . 

3.دانش آموز از نظر جسمانی و آموزشی مشکلی ندارد . ولی در زمینه اضطراب ایشان پیشنهاد می گردد برای بهبود به مشاور مراجعه شود . 

4.او باید در زمینه خوشنویسی تمرین بیشتری کند . یکی از راهکارهای آن است که تمرینات را در طی تابستان نیز ادامه دهد .

5.دانش آموز در زمینه برخورد و احترام به دوستان و همکلاسی های خود نیاز به هدایت و راهنمایی دارد . به والدین توصیه می شود او را در این زمینه یاری کنند . یکی از راهکارها می تواند نشان دادن فیلم و گفتن قصه هایی در این زمینه می باشد .

6.دانش آموز در زمینه کمک و یاری به دوستان نیاز به راهنمایی دارد . یکی از راهکارها ، گفتن قصه هایی در این زمینه می باشد .

7.توصیه می شود در زمینه خوشنویسی و ریاضیات کوشش بیشتری داشته باشد و از جا گذاشتن وسایل و تأخیر ورود به مدرسه بپرهیزد .

8.درک بعضی از موضوعات علوم و قواعد بخوانیم و بنویسیم برایش مشکل است . او نیازمند تمرکز ، دقت و توجه و سکوت حین تدریس معلم در کلاس می باشد تا موفقیت بیشتری به دست آورد..

بهتر است به قوانین کلاس توجه خاص داشته باشد و برای انجام بعضی از کارها و رفتارها با معلم مشورت کند . او نیازمند تشویق و توجه و کنترل مکرر در انجام تکالیف می باشد .